تلاش خبر 30/20 برای منحرف کردن اذهان عمومی نسبت به عاملین فجایع کهریزک
ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦  

این فیلم را بینید :

http://www.youtube.com/watch?v=w13sZ_ZYVQ0

بازهم 30/20 و بازهم ایمان مرآتی...! شاید اون کتک هایی که توی شهربازی تهران از مردم و مسولان شهرداری خورده باعث شده وقتی این گزارش رو تهیه کنه یه خورده هم از تجربیات تلخ کسانی که در این بازداشتگاه اسارت کشیدن رو به نمایش بذاره یا شاید هر جایی رفته مردم به خاطر اون مصاحبه زشتش با ابطحی و عطریانفر حسابی از خجالتش درومدن! به هر حال بهتره که با این گزارش زیاد شلوغش نکنیم چون هدف از ترتیب دادن این گزارش مشخص و مشهوده : 1-ایمان مرآتی یه جورایی قصد داشته از مردم دل جویی کنه بابت گزارش قبلی که باعث تنفر مردم نسبت بهش شده بود.2-بخش خبری بیست و سی که هر روز داره از اعتبارش بین قشرهای متوسط به پایین جامعه کاسته میشه خواسته بگه که مثلا ما اگه خطایی هم شده باشه پوشش میدیم و البته نگفته که تو این 3 ماه چرا صداشو در نیاورده!3-یکی از اهداف دیگه ی این گزارش دلجویی از آقای روح الامینی از دوستان ضرغامی رییس صدا و سیما هستش که پسرش محسن روح الامینی که یک اصلاح طلب بود در کهریزک کشته و شهید شد. 4-و اما مهمترین هدف گزارش تبرئه کردن آقای خامنه ای و فرماندهان سپاه هستش که از این جنایات خبر نداشتن که مطمئنا دروغی بیش نیست و مهمترین دلیل اظهارات سعید حجاریان در دادگاه در مورد علوم سیاسی هستش که چند روز بعد آقای خامنه ای هم دقیقا در مورد علوم سیاسی سخنرانی کردند و این نشون میده که دقیقا در جریان حوادث و اعتراف گیری ها هستش و این یه دروغ محض که از جنایات رخداده در کهریزک خبر نداشته اند...!


بازگشت از سیاست خیابانی به خانگی (کاوه میرکاظم)
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦  

این مطلب رو در سایت جرس(rahesabz.net) خوندم و به نظرم آقای کاوه میر کاظم خیلی خوب بیانیه شماره 11 مهندس میر حسین موسوی رو تحلیل کرده و به شما دوستان توصیه می کنم اون رو بخونید :

بیانیه «چه باید کرد» میرحسین موسوی مرا هم شوکه کرده است. اعتراف می کنم که انتظار چنین بیانیه هوشمندانه ای را نداشتم. نمی دانم چه ساعت ها برای نوشتن آن صرف شده و فکر چند نفر پشتش بوده اما حاصل کار بسیار هوشمندانه است. اگر هم انتقادی به این بیانیه باشد، باز نمی توان منکر درخشش شد. هر بار که می خوانمش می بینم که علاوه بر نثر زیبا و روان با چه دقتی واژگان و جملات به کار رفته است. انگار که نویسنده بیانیه در این بلبشو و سرکوب خبری از همه چیز خبر دارد. می داند که چه فرق و دسته های مختلفی درون این جنبش سبز وجود دارند و هر کدام چه خواسته و مطالبه سیاسی و اجتماعی دارند.

 

باید به همه آن هایی که میرحسین موسوی را دور و بی خبر از عالم سیاست ورزی می دانستند بگویم اشتباه کردید! این بیانیه بطلان قاطعی است بر تصوری که از او داشتید و به گمانم موسوی هر روز هم دارد بهتر از دیروز می شود. این تعریف ها را از این باب نمی کنم که شیفته او شویم و دوباره در دور باطل کیش شخصیت بیافتیم. نه! جنبش سبز باید از هر گونه شخصیت پرستی پرهیز کند. اما خوب است آدم بداند که با چه کسی طرف است.

 

موسوی حساب شده و خونسرد اما گرم و پرشور دارد صورت واقعی حاکمیت را نمایان می کند. مجبورش می کند نقاب برکند و پرده بدراند و عریان، خود واقعی اش را نشان دهد. حاکمیت مجبور شده روز به روز چهره سرکوبگرش را بیشتر آشکار کند. قتل می کند. زندانی می کند. شکنجه می کند. اعتراف می گیرد. دادگاه نمایشی می گذارد و همه این ها را انجام می دهد که اتفاقا بگوید از همه این کارهای پلید بری است! من مطمئن هستم که حاکمیت الان عصبانی است. خواب راحت ندارد. آشفته دارد فکر می کند که با اعجوبه موسوی و دیگر اعجوبه های اطرافش چه کند. مگر سعید حجاریان زندانی «قصر فیروزه» نیست؟ مگر هر روز آفتاب نمی گیرد؟ پس استراتژیست ها و تئوریسین های جنبش سبز کجا هستند که هنوز دارند از داخل کشور بیانیه صادر می کنند؟ بگردید! دنبالشان بگردید. همانطور که نمرود در جستجوی ابراهیم هزاران کودک را قربانی کرد. همانطور که فرعون با هشدار پیشگویانش دنبال موسای تازه به دنیا آمده می گشت. همانطور که هرود دستور قتل همه نوزادان را صادر کرد مبادا که عیسی متولد شود. شما هم دنبال ابراهیم و موسی و عیسی بگردید.

 

اتفاقا پیشنهادی که میرحسین موسوی در بیانیه اش داده، برای حاکمان ایران چاره ای باقی نمی گذارد مگر این که به سیاست نمرود و فرعون و هرود اقتدا کنند. حرف اصلی موسوی این است: سیاست را از خیابان ها به خانه ها بکشیم. از بیرونی به اندرونی بیاوریم. و اجعلو بیوتکم قبله. نمی دانید که این سیاست چه خوابی را در چشمان غضب کرده و خونین حکومت می شکند. باید یکی یکی دنبال ابراهیم و موسی و عیسی بگردند. با این تفاوت که این بار این ها یک نفر نیستند. این ها همه هستند و در تک تک خانه ها ماوی دارند. اتفاقا حکومت اشتباه کرد که سیاست کنترل جمعیت را سی سال پیش آغاز نکرد. حالا همه آن کودکانی که به دنیا آمدند تبدیل به ابراهیم ها و موسی و عیسی های زمانه شده اند. بت شکن شده اند. می خواهید دانشگاه ها را پاکسازی کنید؟ باکی نیست خانه ها دانشگاه می شوند.

 

چاره خانگی کردن جنبش سبز، به معنای تکثیر فراگیر آن است. به معنار بارورتر شدن و غنی شدن و حرفه ای تر شدن آن. با این چاره شبکه ای از هسته های کوچک در سراسر کشور می تواند پدید بیاید. کوچک ترین واحد جامعه خانواده است و حالا حکومت باید از این واحد کوچک در هراس باشد. چه کار می خواهند بکنند؟ درون هر منزلی، درون هر قعده و محفلی جاسوس و خبرچین بگذارند. در دهه اول رهبرانفلاب گفته بود که «همه مردم باید از اجزای وزارت اطلاعات باشند». خوب حالا وزیر جدید اطلاعات باید همین کار را اجرایی کند. دستگاه اطلاعاتی شوروی سابق موفق ترین در این زمینه بود. استالین پایه اش را گذاشت و حالا هم همان میراث نصیب حاکمان فعلی روسیه شده است. اتفاقا به رفقای ایرانی خود هم دارند یاد می دهند که چه کار کنند تا جمعیت را کنترل کنند. نوارهای همایش اطلاعاتی «کوثر» در سال ۱۳۷۸ لو رفته اند. همانجاست که فاش می شود وزیر کشور روسیه در سفرش به ایران چطور دارد رموز و فنون کار اطلاعاتی را یاد «سربازان گمنام امام زمان» می دهد. این‌ها عین جملاتی است که در آن همایش گفته می شود:

 

«هر سه هزار نفر جمعیت روسیه توسط یک مامور اطلاعاتی کنترل می شود و این یک نفر آن سه هزار نفر را با چهره و تمام فعالیت ها می شناسد. ما تا بخواهیم به آنجا برسیم خیلی راه داریم اما با حمایت های آقا و امام از نیروی انتظامی و اطلاعاتی می توانیم به آن چیزی که مورد رضای حق هست برسیم». اتفاقا حیدر مصلی وزیر جدید اطلاعات چند سال بعد از سفر وزیر کشور روسیه شروع به راه اندازی دستگاه اطلاعاتی «نیروی مردمی بسیج» کرد تا حکومت بتواند بهتر مردم را کنترل کند. حیدر مصلحی در سخنرانی پیش از رای اعتماد خود در مجلس هم در لفافه «تلاش برای ایجاد فضای اعتماد متقابل بین وزارت با مردم و گروه‌های مختلف اجتماعی و توسعه‌ ارتباط با نخبگان» سعی کرد خبر بدهد که همین برنامه را در وزارت اطلاعات دنبال خواهد کرد.

 

می بیند که حکومت از هم اکنون - و البته از مدت ها پیش - نگران پیشنهاد میرحسین موسوی برای خانگی کردن سیاست بوده است. در حقیقت رقابت بر سر این است که همه مردم از اجزای وزارت اطلاعات شوند یا از اجزای جنبش سبز. برای من نتیجه این رقابت مشخص است و البته قطعی. نمی شود در هر خانه ای یک جاسوس گذاشت اما می توان گیاه سبزی را درون گلدانش کاشت.


باز هم ما بیشماریم...(با تشکر از استاد محمد رضا شجریان)
ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥  

"اینها دیگر نیم توانند مملکت را اداره کنند فقط می توانند آن را کنترل کنند...صدای زن در مرد انحراف ایجاد می کنه ولی صدای مرد در زن انحراف ایجاد نمیکنه؟!در طول ٣٠ سال هیچکاری برای موسیقی نکرده اند حتی یک سالن برای برگزاری کنسرت نساخته اند و استفاده از موسیقی برای آنها فقط جنبه استفاده ابزاری داشته است! اگر شرایط برگزاری کنسرت وجود داشته باشد من حتی تا جنوبی ترین منطقه ایران هم برای اجرای کنسرت خواهم رفت و این باعث افتخار من خواهد بود" اینها تنها قسمت هایی از حرف های استاد آواز ایران محمد رضا شجریان در برنامه دو روز اول در صدای آمریکا بود.از مصاحبه استاد آواز ایران بسیار لذت بردم و خوشحال تر شدم وقتی فهمیدم ٧ یا ٨ نفر هستند که استاد اونا رو برای آواز تایید میکنه و داره تعلیم میده و همچنین چندین خانم هم هستن که دارن تحت نظر ایشون آواز کار می کنند.با نظر آقای عطا ا... مهاجرانی وزیر فرهنگ سابق هم کاملا موافقم که تصنیف زبان آتش هم در زمان مناسبی منتشر شده و هم یکی از ماندگارترین آثار استاد شجریان در تاریخ ثبت خواهد شد.و اما چند تا نکته هم در مصاحبه امشب جالب بود : یکی توجیه حسین شریعتمداری که گفته بود دلیل مطرح کردن اتهام وطن فروشی به استاد شجریان اینه که استاد در کنسرت های خارج از کشور علیه نظام عمل کرده و شریعتمداری همچنان در دفاعیه اش از اتهام زشت وطن فروش نسبت به استاد شجریان استفاده کرده! و نکته دوم اظهار نظر بیژن فرهودی مجری برنامه بود که گفت : در هیچ برنامه ای و در حضور هیچ مهمانی ما این همه ایمیل و تلفن و اظهار نظر در فیسبوک و سایت برنامه تا به حال نداشته ایم که به نظر من این نکته دوم باز هم نشون میده که اکثریت در ایران و در نتیجه در انتخابات با سبزهاست و اون شعار ما سبزها رو زنده می کنه که ما بیشماریم...


کلمات کلیدی: استاد شجریان ،جنبش سبز
یکی دیگر از دستاوردهای جنبش سبز : حذف پیاپی مراسم های عزاداری و مذهبی!
ساعت ۳:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥  

مراسم شبهای قدر در حرم خمینی که تعطیل شد! نماز عید فطر در مصلا هم که برگزار نمیشه! مراسم یادبود شهدای هفتم تیر هم که برگزار نشد! اگه جنبش سبز همینجوری پیش بره ایران احتمالا یکی از شادترین کشورای دنیا میشه چون تمام مراسم های عزاداری و مذهبی دارن توسط دولت کودتا لغو میشن! اگه جنبش سبز اراده کنه و بگه هر هفته بریم نماز جمعه اونوقت دیگه کلا نماز جمعه رو هم جمعش می کنن! احتمال داره اصلا محرم و صفر رو هم از تقویم حذف کنن! اینم خودش یه دستاورده برای جنبش سبز...نه؟


کلمات کلیدی: جنبش سبز ،مراسم عزاداری
کلاغ پر با دولت کودتا...!
ساعت ۳:٤۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٥  

کلاغ پر

مراسم شبهای قدر در حرم خمینی پر!

نماز عید فطر در مصلا پر!

نماز جمعه هاشمی رفسنجانی پر!

عاشورا تاسوعا پر!

راهپیمایی روز قدس پر!

.

.

.

دولت کودتا پر...!


کلمات کلیدی: کلاغ پر ،دولت کودتا