این مطلب رو در سایت جرس(rahesabz.net) خوندم و به نظرم آقای کاوه میر کاظم خیلی خوب بیانیه شماره 11 مهندس میر حسین موسوی رو تحلیل کرده و به شما دوستان توصیه می کنم اون رو بخونید :
بیانیه «چه باید کرد» میرحسین موسوی مرا هم شوکه کرده است. اعتراف می کنم که انتظار چنین بیانیه هوشمندانه ای را نداشتم. نمی دانم چه ساعت ها برای نوشتن آن صرف شده و فکر چند نفر پشتش بوده اما حاصل کار بسیار هوشمندانه است. اگر هم انتقادی به این بیانیه باشد، باز نمی توان منکر درخشش شد. هر بار که می خوانمش می بینم که علاوه بر نثر زیبا و روان با چه دقتی واژگان و جملات به کار رفته است. انگار که نویسنده بیانیه در این بلبشو و سرکوب خبری از همه چیز خبر دارد. می داند که چه فرق و دسته های مختلفی درون این جنبش سبز وجود دارند و هر کدام چه خواسته و مطالبه سیاسی و اجتماعی دارند.
باید به همه آن هایی که میرحسین موسوی را دور و بی خبر از عالم سیاست ورزی می دانستند بگویم اشتباه کردید! این بیانیه بطلان قاطعی است بر تصوری که از او داشتید و به گمانم موسوی هر روز هم دارد بهتر از دیروز می شود. این تعریف ها را از این باب نمی کنم که شیفته او شویم و دوباره در دور باطل کیش شخصیت بیافتیم. نه! جنبش سبز باید از هر گونه شخصیت پرستی پرهیز کند. اما خوب است آدم بداند که با چه کسی طرف است.
موسوی حساب شده و خونسرد اما گرم و پرشور دارد صورت واقعی حاکمیت را نمایان می کند. مجبورش می کند نقاب برکند و پرده بدراند و عریان، خود واقعی اش را نشان دهد. حاکمیت مجبور شده روز به روز چهره سرکوبگرش را بیشتر آشکار کند. قتل می کند. زندانی می کند. شکنجه می کند. اعتراف می گیرد. دادگاه نمایشی می گذارد و همه این ها را انجام می دهد که اتفاقا بگوید از همه این کارهای پلید بری است! من مطمئن هستم که حاکمیت الان عصبانی است. خواب راحت ندارد. آشفته دارد فکر می کند که با اعجوبه موسوی و دیگر اعجوبه های اطرافش چه کند. مگر سعید حجاریان زندانی «قصر فیروزه» نیست؟ مگر هر روز آفتاب نمی گیرد؟ پس استراتژیست ها و تئوریسین های جنبش سبز کجا هستند که هنوز دارند از داخل کشور بیانیه صادر می کنند؟ بگردید! دنبالشان بگردید. همانطور که نمرود در جستجوی ابراهیم هزاران کودک را قربانی کرد. همانطور که فرعون با هشدار پیشگویانش دنبال موسای تازه به دنیا آمده می گشت. همانطور که هرود دستور قتل همه نوزادان را صادر کرد مبادا که عیسی متولد شود. شما هم دنبال ابراهیم و موسی و عیسی بگردید.
اتفاقا پیشنهادی که میرحسین موسوی در بیانیه اش داده، برای حاکمان ایران چاره ای باقی نمی گذارد مگر این که به سیاست نمرود و فرعون و هرود اقتدا کنند. حرف اصلی موسوی این است: سیاست را از خیابان ها به خانه ها بکشیم. از بیرونی به اندرونی بیاوریم. و اجعلو بیوتکم قبله. نمی دانید که این سیاست چه خوابی را در چشمان غضب کرده و خونین حکومت می شکند. باید یکی یکی دنبال ابراهیم و موسی و عیسی بگردند. با این تفاوت که این بار این ها یک نفر نیستند. این ها همه هستند و در تک تک خانه ها ماوی دارند. اتفاقا حکومت اشتباه کرد که سیاست کنترل جمعیت را سی سال پیش آغاز نکرد. حالا همه آن کودکانی که به دنیا آمدند تبدیل به ابراهیم ها و موسی و عیسی های زمانه شده اند. بت شکن شده اند. می خواهید دانشگاه ها را پاکسازی کنید؟ باکی نیست خانه ها دانشگاه می شوند.
چاره خانگی کردن جنبش سبز، به معنای تکثیر فراگیر آن است. به معنار بارورتر شدن و غنی شدن و حرفه ای تر شدن آن. با این چاره شبکه ای از هسته های کوچک در سراسر کشور می تواند پدید بیاید. کوچک ترین واحد جامعه خانواده است و حالا حکومت باید از این واحد کوچک در هراس باشد. چه کار می خواهند بکنند؟ درون هر منزلی، درون هر قعده و محفلی جاسوس و خبرچین بگذارند. در دهه اول رهبرانفلاب گفته بود که «همه مردم باید از اجزای وزارت اطلاعات باشند». خوب حالا وزیر جدید اطلاعات باید همین کار را اجرایی کند. دستگاه اطلاعاتی شوروی سابق موفق ترین در این زمینه بود. استالین پایه اش را گذاشت و حالا هم همان میراث نصیب حاکمان فعلی روسیه شده است. اتفاقا به رفقای ایرانی خود هم دارند یاد می دهند که چه کار کنند تا جمعیت را کنترل کنند. نوارهای همایش اطلاعاتی «کوثر» در سال ۱۳۷۸ لو رفته اند. همانجاست که فاش می شود وزیر کشور روسیه در سفرش به ایران چطور دارد رموز و فنون کار اطلاعاتی را یاد «سربازان گمنام امام زمان» می دهد. اینها عین جملاتی است که در آن همایش گفته می شود:
«هر سه هزار نفر جمعیت روسیه توسط یک مامور اطلاعاتی کنترل می شود و این یک نفر آن سه هزار نفر را با چهره و تمام فعالیت ها می شناسد. ما تا بخواهیم به آنجا برسیم خیلی راه داریم اما با حمایت های آقا و امام از نیروی انتظامی و اطلاعاتی می توانیم به آن چیزی که مورد رضای حق هست برسیم». اتفاقا حیدر مصلی وزیر جدید اطلاعات چند سال بعد از سفر وزیر کشور روسیه شروع به راه اندازی دستگاه اطلاعاتی «نیروی مردمی بسیج» کرد تا حکومت بتواند بهتر مردم را کنترل کند. حیدر مصلحی در سخنرانی پیش از رای اعتماد خود در مجلس هم در لفافه «تلاش برای ایجاد فضای اعتماد متقابل بین وزارت با مردم و گروههای مختلف اجتماعی و توسعه ارتباط با نخبگان» سعی کرد خبر بدهد که همین برنامه را در وزارت اطلاعات دنبال خواهد کرد.
می بیند که حکومت از هم اکنون - و البته از مدت ها پیش - نگران پیشنهاد میرحسین موسوی برای خانگی کردن سیاست بوده است. در حقیقت رقابت بر سر این است که همه مردم از اجزای وزارت اطلاعات شوند یا از اجزای جنبش سبز. برای من نتیجه این رقابت مشخص است و البته قطعی. نمی شود در هر خانه ای یک جاسوس گذاشت اما می توان گیاه سبزی را درون گلدانش کاشت.